داستان
=================================================
هرسال از عمرم که می گذرد نمی دانم که به آن اضافه میشود یا که از آن کم می شود![]()
سلامی به گرمی آتیش چهارشنبه سوری
و سرسبزی بهار را به تمامی دوستان وعزیزانی که مرا
برای اداره وبلاگم همراهی کردند و به من روحیه بخشیدندتقدیم می دارم و امیدوارم شاد و سرزنده
باشید.(محبوبه.وحید و................................................)
امسال که گذشت و وارد سال جدید شدم احساس می کنم زندگی مثل بازی شطرنج می مونه باید
مواظب باشم اشتباه نکنم دوستتون دارم![]()
(بی اراده متولد می شویم باحسرت می میریم) ![]()
زمانهای قدیم وقتی راه بشر به زمین باز نشده بودغفلت و تباهی دور هم
جمع شده بودند زکاوت گفت:بیاید بازی کنیم مثلا قایم موشک دیوانگی فریاد
زد آره قبوله من چشم می زارم چون کسی نمی خواست دنبال دیوانگی
بگردد همه قبول کردند دیوانگی چشمهایش را بست و شروع به شمردن
کرد یک و دو و سه همه دنبال جایی بودند تا قایم بشوند نظا فت خودش را
به شاخ ماه آویزان کرد خیانت داخل انبوهی از زباله مخفی شد اصالت به
میان ابرها رفت و هوس به مرکز زمین به راه افتاد دروغ که می گفت به
اعماق کویر خواهم رفت به اعماق دریا رفت طمع داخل یک سیب سرخ قرار
گرفت حسادتهم رفت داخل یک چاه عمیق .دیوانگی همچنان می شمرد
هفتاو سه هفتادو چهار اما عشق هنوز معطل بود و نمی دانست به کجا
برود .تعجبهم نمی دانست قایم کردن عشق خیلی سخت است دیوانگی
داشت به عدد ۱۰۰نزدیک می شد که عشق رفت وسط یک دسته گل رز
آروم نشست دیوانگی فریاد زد دارم میام همان اول کار تنبلی را دید تنبلی
اصلا تلا ش نکرده بود تا قایم شود بعدم نظافت را یافت و خلا صه نوبت به
دیگران رسید اما از عشق خبری نبود که حسادت حسودیش گرفت و آرام
در گوش او گفت :عشق در آن سوی گل رز مخفی شده است دیوانگی با
هیجان زیادی یک شاخه از درخت کند و آن را با تمام قدرت به داخل گلهای
رز فرو کرد صدای ناله ای بلند شد عشق از داخل شاخه ها بیرون آمد
دستهایش را جلوی صورتش گرفته بود و از بین انگشتانش خون می ریخت
شاخه ی در خت چشمان عشق را کور کرده بود دیوانگی که خیلی ترسیده
بود با شرمنده گی گفت حالا من چکار کنم : چگونه می توانم جبران کنم
عشق جواب داد مهم نیست دوست من تو دیگه نمی تونی کاری بکنی فقط
ازت خواهش می کنم یاد من باش همه جا همراه من باش تا راه را گم نکم
و از همان روز تا همیشه عشق و دیوانگی همراه هم به احساس تمام
آدمهای عاشق سرک می کشند.//////؟!//////
من زنده